|
.
|
یادش به خیرسه سال پیش ۲۳ اردیبهشت ۸۴ روزی بود به یاد ماندنی شب همان روز مازیار تنهایی با اتوبوس از کرج حرکت کرده بود بیاد خونمون و بریم آزمایش و محضر که یه عقد خصوصی بینمون خونده بشه وعصر همان روز مراسم نامزدی ما در تالار بود و یه سفره عقد تو خونمون چیده بودیم.که بعد از مراسمی که در تالار برگزار شد شب همان روز در خانه ی خودمان که سفره عقد هم چیده بودیم عقد به صورت دائم برگزار شد مازیار جون همسر مهربان و فداکارم گل پسرم خوب خوب شده خدا رو شکر آرین بعد از سوپ خوردن از وقتی به سوپس عدس نمیریزم خیلی خوب میخوره بستنی نوشابه فالوده ماکارونی ساندیس پرتقال لیموشیرین برنج خورشت نون وپنیر اونروز آرین داشت شیر میخورد منم خمیازه میکشیدم دیگه تو کریرش نمیشینه چند تا عروسک از اون صدادارها داشت که من یادم نبود و یه گوشه ی کمدش مونده بود ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387 توسط مریم | لينک ثابت سلامی خدمت تمامی دوستان گلم و نی نی های گلشون خدا رو شکر نی نی ما خوب شد این بیماری با تشخیص بابایی روزئولا اینفانتوم میباشد روزئولا اینفانتوم:نوعی بیماری ویروسی میباشد که با تب شدید تظاهر میکند.و پس از چند روز با بر طرف شدن تب ضایعات جلدی شبیه سرخک نمایان میشود.در این زمان حال عمومی بیمار بهتر خواهد شد.ولی تفاوت آن با سرخک در آن است که در سرخک با ظاهر شدن راش های قرمز تب بیمار افزایش می یابد و علاوه بر راش جلدی قرمزی چشم و سرفه هم دیده میشود. آرین جوش جوشی من تو آش آرین هم نمک میریزم هم آبلیمو تا خوشمزه بشه اولش آش آرین رو بر اساس نوشته های رو برگه واکسن درست میکردم که هر دفعه یه چیزی رو به آش اضافه میکردم یعنی حبوبات سبزیجات گوشتها و ...که خیلی برا نی نی سنگین میشد و اصلا هم نمیخورد تازه کشف کردم تو این پست نشد از آرین خال خالی عکس بگیرم و در آخر یک اس ام اس با حال برا نی نی های گل یه نی نی پسر کنار یه نی نی دختر خوابیده بود پسره به دختره میگه:تو دختلی یا پسلی؟میگه نمیدونم.پسره میگه:الان بهت میجم.میره زیره پتو نیگا میکنه میاد بالا میگه تو دختلی.دختره میگه از کجا فهمیدی ؟میگه جولابات صولتیه!!!! ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 توسط مریم | لينک ثابت
تب کردن گل پسرم و قرار وبلاگی اول از همه ممنونم از دوستانی که نظرات خود را در باره من نوشته بودن.ولی همه مثبت بود و با اینهمه من کلی حال کردم.از آنجایی که اکثرا عکس اینجانب را دیده بودند و توصیفی نکرده بودند بنده ار تعریف کردن خود صرف نظر میکنم قند عسلم آرین مظلوم و دوست داشتنی من روز چهارشنبه به شدت تب کرد شاد و شنگول من چنان مظلوم شده بود که نا نداشت اصلا تکون بخره...از شانس بد نی نی ما یه روز مونده به قرار شدیدا مریض شد و تب کرد هر چهار ساعت قطره رو دادیم و پاشویه کردیم ...فردای اونروز من و بابایی و نی نی رفتیم سر قرار و با دوستانمان در یکی از هتل های شیراز دیدار کردیم اینم کادوهای نی نی به به پریسا جون واقعا دستت درد نکنه کادوها خیلی عالی بودن ممنونم دو سه ساعتی آنجا بودیم و کلی خوش گذشت ولی آرین شیطون من که اینهمه آواز میخونه و صحبت میکنه اونروز از بیحالی هیچی نگفت.مظلومانه فقط همه جا رو نگاه میکرد یه کادو هم من برا نی نی از تخت جمشید خریدم یه قطاره که با حروف اسم آرین نوشته شده اینم عکسش شام رو به همراه دوستان رفتیم یکی از رستورانهای سنتی شیراز به نام رستوران صوفی...خیلی جای شیک و دنج و با حالی بود همون شب با دوستان خداحافظی کردیم و اومدیم خونه آرین تا صبح تب داشت فردای اونروز هم بابایی شیاف خرید که حال نی نی زود تر خوب بشه خدا جون نی نی مونو زودتر خوب کن ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 توسط مریم | لينک ثابت سلام خدمت تمامی عزیزان و نی نی های گل بعدا نوشت: هانیه جون (مامان آرتا )بابت قالب وبلاگ آرین ممنون پسرک من از دندوناش که فعلا خبری نیست اینم شعر لالایی آقا آرین: عروسک قشنگ من قرمز پوشیده تو رختخواب مخمر آبیش خوابیده اونروز مامان رفته بازار اونو خریده قشنگتر از عروسکم هیچکس ندیده عروسک من چشماتو باز کن وقتی که شب شد اونوقت لالا کن لا لا لا لا لا لا لا لای لای پسرم قند عسلم لا لا لا لا لا لا لا لای لای پسرم قند عسلم و دوباره از اول تکرار میشود تا آرین خان خوابشان ببرد. تازگیها موقع خوابیدن که میزارم رو تختش برمیگرده به یک طرف و یکطرفه میخوابه اونقدر ناز میشه تو خواب که خدا میدونه. بگم خدمتتون که نی نی ما عشق هر چی طنابه هست راستی یه چیزی اونروز از سایت www.efeh.com برا آرین چندتا اسباب بازی و کتاب سفارش دادم راستی مامان آرتا جدیدا هر چی عکس از آرین میگیرم تار میشه به چند تا بازی از طرف مامان آرتا خوشگله دعوت شدم که میخوام تو این پست انجامشون بدم 1.یه عبارت شش کلمه ای بگو! 1.اولین آرزوی محالم اینه که قران رو سطر به سطر بخونم و بفهمم.کامل و دقیق معانی شو درک کنم اگه بشه ترجمه اش کنم به اسم خودم و چاپ کنم 2.دومین آرزوم اینه که پولدار بشم و یه مدرسه یا مسجد بزرگ در یکی از روستاها درست کنم و اهدا کنم به اهالی آن روستا 3.یک خونه دوبلکس شیک با استخرو سونا و جکوزی و حیاط گنده که تو حیاطش هم استخر و گل و گیاه داشته باشه 4.فلسفه حجاب رو به طور کامل بفهمم.که چرا در ایران روسری سر میکنند و در خارج سر نمیکنن.و کدام درست است؟و در ایران هم خیلی ها به حجاب و روسری اعتقاد ندارند و من خودم هم نمیدونم برای چی سر میکنم ؟یا سر نکنم چی میشه؟ 5.یکی از آرزوهام هم اینه که یک آژانس هواپیمایی با کلاس داشته باشم و خودم مدیرش باشم چون عاشق سفر هستم مخصوصا سفر خارج- پول داشته باشم و کل دنیا رو در عرض 80 روز بگردم.و خوشم میاد که با اینجور آدمها در ارتباط باشم امیدوارم به این آرزوم حتما برسم. 3.خودتان را تعریف کنید: منم از دوستهای خوبم لیلی جون مامان آراز-فرناز جون مامان مانی-صابره جون مامان آئین – هدیه جون مامان ایلیا- ریحانه جون مامان سپهر-هاله جون-مامان مارتیا-ویدا جون مامان راستین-دنیا جون مامان امیر رضا-مامان آراد-مامان نادیا-مرضیه جون مامان احسان-مامان نورا کوچولو-آیدا جون مامان لاریسا-مامان نازنین فاطمه جون-مریم جون مامان طاها-زهرا جون مامان آرش دعوت به این بازیها میکنم. پیوست 1: راستی کسی از هدیه جون مامان ایلیا گلم عزیزم عاشقتم ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387 توسط مریم | لينک ثابت
سلام خدمت نی نی ها و مامانهای گلشون و دوستان عزیز کوچولوی شیطون ما پسرک کوچولوی مامان 3قاشق سوپ میخوره بعضی وقتها سرلاک درست میکنم میزارم جلوش خودش با دستهاش میخوره و میماله به همه جاش با مزه میشه شدیدا عاشق کتابهای بابایی هست وقتی بابایی میشینه درس بخونه همش کتابهای بابایی رو نگاه میکنه و خودشو میندازه رو کتابها و زودی صفحه ی کتابو میگیره و مچاله میکنه و چش به هم زدنی میزاره تو دهنش شبها که میخوابه نصف شب که بیدار میشم پتوشو روش بکشم میبینم به به دور زده تو تخت و عمود بر تخت شده ناقلا اونروز بابایی با آرین دوتایی داشتن توپ بازی میکردن توپشون هم از اون توپهای گنده بادی که یهو آرین توپ و گرفت و با کله خورد زمین دوستت دارم جیگر مامانی ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 توسط مریم | لينک ثابت |
Disigned By :HAMRAZ